X
تبلیغات
ایرج مهدیان وغم و تنهای من

ایرج مهدیان وغم و تنهای من

!!اتشی بودم تو صحرا ×××× عشقه امد خاکسترم کرد!!

گل نراقی (شعر ازحيدررقابی)

مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرين بار، تو را خدا نگهدار که مي روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

در ميان توفان هم پيمان با قايقران ها

گذشته از جان بايد بگذشت از توفان ها

به نيمه شب ها دارم با يارم پيمان ها

که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها

شب سيه سفر کنم، ز تيره ره گذر کنم

نگرتو ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من ميفکن

دختر زيبا امشب بر تو مهمانم، در پيش تو مي مانم، تا سر بگذاری بر سر من

دختر زيبا از برق نگاه تو، اشگ بي گناه تو، روشن گردد يک

امشب من  

ستاره مرد سپيده دم، به رسم يک اشاره، نهاده ديده برهم،

ميان پرنيان غنوده بود.

در آخرين نگاهش نگاه بي گناهش، سرود واپسين سروده بود.

بين که من از اين پس دل در راه ديگر دارم.  

به راه ديگر شوری ديگر در سر دارم

به صبح روشن بايد از آن دل بردارم، که عهد خونين با صبحی

روشن تر دارم... ها

مراببوس

اين بوسه وداع

بوی خون می دهد

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:36  توسط Arshia  | 

« اشک مهتاب »

« اشک مهتاب »

 

                            به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

                            همـــه دریـــا از آن مــا کــن ای دوست

                            دلــــم دریـــا شــد و دادم بــــه دسـتت

                            مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست

                            کـنـــار چشمــــه ای بودیـــم در خــواب

                            تـــو بـــا جــــامــی ربـــودی مــاه از آب

                            چــــو نـــوشیــدیــم از آن جـــام گـــوارا

                            تـــو نیلـوفـر شـدی مـن اشـک مهتــاب

تــن بیشـه پــر از مهتــاب امشب       پلنگ کوههـا در خوابه امشب

به هر شاخی دلی سامان گرفته      دل من در تنم بی تابه امشب

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:30  توسط Arshia  | 

تاجیک (شده ام سیر)

چه کنم با دل بی سر وسامان      چه کنم با غم بی پایان  چه کنم من در کوی محبت شده ام عابر سرگردان

 شده ام سیر از دنیا دنیا دنیا          ای خدای ابر و باران ابر چشمانم شد گریان تا شد او با من بیگانه شادی از من شد روی گردان او گذشت از عشق پاکم تا  که بنشاند بر خاکم  ای دریغا رفتم از یاد ای زمانه از تو فریاد 

شدم سیر از دنیا دنیا دنیا                     

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 4:54  توسط Arshia  | 

مهدیان

يه عاشقم يه عاشق يه عاشق سر سپرده
بيا به ديدن من تا عاشقت نمرده
توي زندگي تويي دارو ندارم مي ريزم به پاي تو هرچي که دارم
همه ي هستي من يه قلب ساد ه است که اونم براي تو هديه مي يارم
من يه سوالم تو برام جوابي تشنه خوابم تو حرير خوابي
ماهي افتاده به خاکم به خاک تو چشمه پاک و زلال آبي
هرچه بودم هرچه هستم باتو بودم با تو هستم
گرچه در چشم جماعت کوچه گردي بت پرستم
عشق پاکت چون شقايق در دل من ريشه کرده
اي که با جام لبانت توبه مي را شکستم
من يه سوالم تو برام جوابي تشنه خوابم تو حرير خوابي
ماهي افتاده به خاکم به خاک تو چشمه پاک و زلال آبي
عشق تو جاري شده تو رگام به جاي خون
آخه راه شادي رو تو به من دادي نشون
همه لحظه هاي من پره از صداي تو
تو تموم لحظه ها تو براي من بمون
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 13:39  توسط Arshia  | 

مهدیان

دلت يه شوره زاره .کوير بي بهاره
کي باغبون عاقل تو شوره گل مي کاره
از شوره گل از گل وفا هرگز مجو
ديگه برام از زندگي قصه مگو
به وعده هاي رنگين
به بوسه اي دروغين
دل منو ربودي
تو با فريبت از نو دريچه هاي غم رو به روي من گشودي
از شوره گيل از گل وفا هرگز مجو ديگهبرام از زندگيقصه مگو
از عشق پاکم خسته اي با هر کسي نشسته اي چشم دلتو بسته اي
نگو که روي اين درد و غم که تو ديگه به چشم من عروسک شکسته اي
از عشق پاکم خسته اي با هر کسي نشسته اي چشم دلتو بسته اي
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 13:39  توسط Arshia  | 

مهدیان

وقتي فهميد ميخوامش خنديد و رفت
التماس رو توي چشمام ديد و رفت
با همه خوبي هام آخر بي وفا رنگ غم به زندگيم پاشيد و رفت
ديگه دل از همه دنيا سرده کي ميگه گريه دواي درده
بعد از او چشم من ديگه خواب نداره وقت گريه کردن چشام آب نداره هرچي من بگم باز تمومي نداره از غم و غصه هام که حساب نداره
ديگه دل از همه دنيا سرده کي ميگه گريه دواي درده
چه کنم اي خدا بادل شکسته چه کنم با دلي که به خون نشسته
مي دونست مهرشو باجونم خريدم اما از عشق او جز ريا نديدم
ديگه دل از همه دنيا سرده کي ميگه گريه دواي درده
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 13:37  توسط Arshia  | 

پیش ما( گلپا )

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست    این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظریست گر نظر پاک کنی کعبه و بت خانه یکیست
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 3:11  توسط Arshia  | 

قدر محبت و بدون گلپا

قدر محبت و بدون تویه دنیا کمه       همدم خوب و مهربون تو یه دنیا کمه

حالا که افتاده این شکسته دل زیر پات   حالا که ذیونه ای میخواد بمیره برات تتت 

قدر محبت و بدون تویه دنیا کمه       همدم خوب و مهربون تو یه دنیا کمه

از تو چه پنهون کنم می زده ام تا گلو    با دل پیمونه ها با تو کنم گفتگو  

 مستی و امید من بسته به یک تار موت   این دل دیونه ام برده ز من آبروووو

قدر محبت و بدون تویه دنیا کمه       همدم خوب و مهربون تو یه دنیا کمه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 2:49  توسط Arshia  | 

!!!آمدم باز با یه دنیا غم !!! این دفعه با گلپا من که میدانم

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد نوبت خاموشی من سهل آسان میرسد

من که میدانم که تا سرگرم بزم هستی ام مرگ را گر چه بی رحم و شتابان میرسد پس چرا پس چرا

عاشق نباشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من که میدانم به دنیا اعتباری نیست نیست   بین مرگ و آدمی  قول و قراری

 نیست    من که میدانم اجل نا خوانده و بیدادگر سرزده میاید و راه فراری نیست نیست پس چرا پس چرا

عاشق نباشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(اینجا دیگه باید گوش کنید تا بدونید چه چه گلبا چیه)  خدایی راست میگه ها 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 2:37  توسط Arshia  | 

هایده: خدایا درد عشق امشب تو قلبم آشیون کرده به می محتاج محتاجم که می درمون هر درده

خرابیم و خراباتی همه شب زنده دار امشب همه عاشق همه مجنون به مستی بی ملال امشب                                       بیا ای سوته دل ساقی به مستی بی ملالم کن خدایا امشب این می را حلالم کن  حلالم کن

بیادش باده مینوشم که با دردش هم آغوشم به یک جرعه به صد جرعه نشود دردش فراموشم بگو ای مهربون ساقی به اون نامهربون یارم به حق حرمت مستی بیاد امشب به دیدارم بیاد امشب به دیدارم

بیا ای سوته دل ساقی به مستی بی ملالم کن خدایا امشب این می را حلالم کن  حلالم کن 

مبادا ای رفیق امشب نگیری ساغر از ساقی  نمی دونی چه کوتاه شب  مستی و هشیاری  

خدایا درد عشق امشب  تو قلبم آشیون کرده به می محتاج محتاجم  که می درمون هر درده 

بیا ای سوته دل ساقی به مستی بی ملالم کن خدایا امشب این می را حلالم کن  حلالم کن

بیادش باده مینوشم که با دردش هم آغوشم به یک جرعه به صد جرعه نشود دردش فراموشم بگو ای مهربون ساقی به اون نامهربون یارم به حق حرمت مستی بیاد امشب به دیدارم بیاد امشب به دیدارم 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 3:22  توسط Arshia  | 

ما مثله بعضی ها  نیستم که نظر وبلاگشونو میبندن ما وبلاگ زدیم که شما نظر بدین  

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 2:56  توسط Arshia  | 

هایده زندگی غصه تلخیست که از آغازش بسکه آزرده شدم چشم به پایان دارم

خدایا خدایا خدایا توی  دنیای بزرگت پوسیدیم ده  میخواستیم میخواستیم میخواستیم مثله این روز و نبینیم که دیدم ده

ناز اون بلای اون حسرت دل عذاب عالم  هر چی باید همه حسرت بکشن ما کشیدیم ده  هر چی باید همه حسرت بکشن ما کشیدیم ده  

زندگی میگن برای زنده هاست اما خدایا بسکه ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم ده

زندگی میگن برای زنده هاست اما خدایا بسکه ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم ده

وای بر ما  وای بر ما خبر از لحظه  پرواز نداشتیم  تا میخواستیم لب معشوق ببوسیم پریدیم ده

زندگی غصه تلخیست که از آغازش بسکه آزرده شدم چشم به پایان دارم

چشمی به هم زدیمو دنیا گذشت دنبال هم امروز و فردا گذشت

دل میگه باز فردا از نو بساز ای دل غافل دیگه از نو گذشت

زندگی میگن برای زنده هاست اما خدایا بسکه ما دنبال زندگی دویدیم بریدیم ده

خدایا خدایا خدایا توی  دنیای بزرگت پوسیدیم ده  میخواستیم میخواستیم میخواستیم مثله این روز و نبینیم که دیدم ده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 2:49  توسط Arshia  | 

هایده

تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی         تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی  

در بزم من شکسته ای در کام او نشسته ای نوشی تو بر سنگین دلان زهری به کام خستگان

من همان اشک سرد آسمانم نقش دردی به دیوار زمانم بی سر انجام وبی نام نشانم چون غباری جدا از کاروانم تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی

تنها ترین تنها منم سر گشته ورسوا منم آه ای فلک ای آسمان تا کی ستم بر عاشقان  بشنو تو فریاد مرا آه ای خدای مهربان

عشق تو  خوابی  بود بس  نقش سرابی بود بس

عشق تو  خوابی  بود بس  نقش سرابی بود بس

  این امدن این  رفتنت رنج عذابی بود بس

ای فلک بازی چرخ تو نازم   بی گمان امدم تا ببازم  

ای دریغا که شد چشم سیاهی   قبله گاه منو روی نمازم  

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 3:52  توسط Arshia  | 

سلام

سلام  بازم این مزاحم اومد مثله اینکه هچکی واسه من دعا نکرد  چون فکر نکونم قبول بشم ای بابا دیگه گذشته 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 3:0  توسط Arshia  | 

فعلآ

     خوبی که کسی از ما ندیده  واسه همه بدی هام هم واقعآ متآسفم 

همتون دوست دارم  (مخصوصآ صاحب وبلاگ ) 

آپلود وبلاگ هم بمونه واسه چند ماه دیگه دعا کنید واسم  دانشگاه قبولشم

یا حق

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 12:20  توسط Arshia  | 

بچه نشو ای دل

بچه نشو ای دل حرف منو گوش کن تا نشودی ویرون عشق فراموش کن بسه دیگه بسه دیگه  سوختم شعله رو خاموش کن

همش درد همش رنج همش غم همین قسمت من بوده از عالم  همش گوشه تنهایی نشستن همش شاخه امید و شکستن

بچه نشو ای دل حرف منو گوش کن تا نشودی ویرون عشق فراموش کن بسه دیگه بسه دیگه  سوختم شعله رو خاموش کن

دلم لونه درده

امیدوارم با متن آهنگا خال کرده باشین تا بعد یا حق نظر یادتون نره مرسی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 19:14  توسط Arshia  | 

بیریم اونجا

به شهر و دیاری ببر تو مرا  که نور خدا باشه من و تو   نباشه به دلها نشونه غم امید و صفا باشه و من و تو

بیریم اونجا که عشق و مستی خطا نباشه تو سینه ها جای محبت ریا نباشه به غیر خدا که  مهربونه نمیخواام دل دیگه بدونه تو با وفایی تو با صفایی

از این خسته دل پروا نکن  منو بیش از این رسوا نکن

  

  

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 19:7  توسط Arshia  | 

دریا (مهستی)

دریا   دریا منو صدا خاک با آب دوباره آشنا کن     دریا دلم گرفته دریا دلم گرفته منو از این این گر فتگی رها کن رها کن رها

دریا با من حرف بزن     نزار منو موجا به ساحل بدن

 دریا دلم می خواد رو بال موجا منو تو یه شب ببری از اینجا

بزار بگن چشمای بارون زده بازم تو دریا یه نفر گم شده

دریا جوابم بده               دریا جوابم بده

دریا   دریا منو صدا خاک با آب دوباره آشنا کن     دریا دلم گرفته دریا دلم گرفته منو از این این گر فتگی رها کن رها کن رها

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 19:0  توسط Arshia  | 

آشفته (حرفای منو دلم )

از من نپرس ای دل چرا آشفته ام آشفته  یا بر لبی چون قصه ای ناگفته ام ناگفته داغم نکون رنجم  نده این غم نهفته بهتر این قصه هارنج آور  ای دل نگفته بهتر  

برو دست رو این دلم نزار غم من حساب ندار چشمایی که چون دریا بشه شبا دیگه خواب نداره این گفتگو بی حاصله عشق منو اون مشکله داغم نکون رنجم نده این غم نهفته بهتر این قصه هارنج آور  ای دل نگفته بهتر برو دست رو این دلم نزار غم من حساب ندار چشمایی که چون دریا بشه شبا دیگه خواب نداره این گفتگو بی حاصله عشق منو اون مشکله داغم

بنفشه بنفشه دریا کنار اومد    بنفشه بنفشه به جویبار اومد

ساقی شرابم ده شراب نابم ده   من از چشات میترسم از اون نگات میترسم  خدا منو قربونت کنه ایشالاه  اسیر  دو چشمونت کنه ایشالاه

کاش تو هم حال منو داشتی    سینه از کینه جدا داشتی کجا  میری فلونی ترسم بری بمونیکجا  میری فلونی ترسم بری بمونی

خدا منو قربونت کنه ایشالاه  اسیر  دو چشمونت کنه

بنفشه بنفشه تنها بمون با من بنفشه بنفشه از من مکش دامن  ای  ان که در چشمم چون گل سر وپایی چو شد؟ که در چشمم دیگر نمی یایی؟     خدا منو قربونت کنه ایشالاه  اسیر  دو چشمونت کنه ایشالاه 

مستی و تنها ما را ببین   عاشق اوفتاده زپا را ببین

گرچه دلم همه بشکسته ای  در دل من نقش خدا ببین  

کجا  میری فلونی ترسم بری بمونیکجا  میری فلونی ترسم بری بمونی

خدا منو قربونت کنه ایشالاه  اسیر  دو چشمونت کنه

کجا  میری فلونی ترسم بری بمونیکجا  میری فلونی ترسم بری بمونی

خدا منو قربونت کنه ایشالاه  اسیر  دو چشمونت کنه ایشالاه  

  

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 20:5  توسط Arshia  | 

مهستی قدیما

قدیما حرفا شیرین چون عسل بود  میون مردم این ضرب المثل بود  از ۱گل بهار نمیشه  بی وفا که یار نمیشه واسه عاشقا هیچ دردی درد انتظار نمیشه         ۱گل دادی بدستم خیال کردم بهاره خیال کردم بهاره            بدل گفتم نخور غم ای نخورغم  دیگه پایان کاره   دیگه پایان کاره   قدیما حرفا شیرین چون عسل بود  میون مردم این ضرب المثل بود  از ۱گل بهار نمیشه  بی وفا که یار نمیشه واسه عاشقا هیچ دردی درد انتظار نمیشه

 

همیشه قلب من میل به غم داشت انگار دل تنگم تو رو کم داشت

به قلبی که به خود ندیده عشقی   عاشق نشدن حکم ستم داشت

قدیما حرفا شیرین چون عسل بود  میون مردم این ضرب المثل بود  از ۱گل بهار نمیشه  بی وفا که یار نمیشه واسه عاشقا هیچ دردی درد انتظار نمیشه 

واسه منه بریده از صف عشق    تو یک ندای عاشقانه بودی 

واسه بیدار باش این دل خواب     واسه من بهترین بهانه بودی    

 

 قدیما حرفا شیرین چون عسل بود  میون مردم این ضرب المثل بود  از ۱گل بهار نمیشه  بی وفا که یار نمیشه واسه عاشقا هیچ دردی درد انتظار نمیشه

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 19:32  توسط Arshia  | 

مهستی

مهستی  از این به بعد مهستی هم مینویسم

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 19:26  توسط Arshia  | 

اونکی  فکر میکنی  اومدنت باعث ناراحتی من میشه برو نظرات وبلاگ خودتو بخون بعدم بدون که این وبلاگه واسه خاطر خودت  

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 19:7  توسط Arshia  | 

فردا

فردا متن مینویسم حتما سر بزنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 20:36  توسط Arshia  | 

میروم دیگر

اینم آهنگه دیگه میروم دیگر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 13:59  توسط Arshia  | 

دنیا  خیلی کثیف تر از این حرفا بود که من و این دل  فکر میکردیم 

پس چرا ما نمی تونیم کثیف باشیم  آخه چراااااا

خوبی دیگه تموم شده   من مثله تو بدم (ای کاش می شود بد باشی)

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 18:43  توسط Arshia  | 

ageh to webloge hasti chera javab pm nemidi ?????????

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:42  توسط Arshia  | 

می روم دیگر

می روم دیگر چون پرستوها میکنم ترک آشیان دیگر  

برنمیگردم زین ره رفته چون نمیگردی مهربان دیگر 

خسته از تاریکی شبها می روم افسرده و تنها

پر کشم  تا قصر رویا ها تا ببینم طلوع فردارا

**********************************

بجز اشک غم تو بارانی به کویر دلم نمی ریزم

جز نوای غم و پریشانی ز دل ساز من نمی خیزد

روم آهسته از سر راهت برو دست خدا به همرا هت

بجز اشک غم تو بارانی به کویر دلم نمی ریزم

جز نوای غم و پریشانی ز دل ساز من نمی خیزد

روم آهسته از سر راهت برو دست خدا به همرا هت

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:24  توسط Arshia  | 

دو راهی از آلبوم سلام بر عشق

نمیدونم در عاشقی چه حکمتی هست با اینکه عاشق  میرسه همش به بنبست بازم میره دنبال عشق با چشمه بسته  یه وقت خبر دار میشه که دلش شکسته    وقتی که دل بلرزه از نگاهی آدم میمونه بر سر دو راهی من که رسیده ام به این دو راهی فنا شدم در این بی گناهی یه عمر که سوختم  گفتم دیگه نگی که نیست بالاتر از سیاهی   وقتی که دل بلرزه از نگاهی آدم میمونه بر سر دو راهی  وقتی که دل بلرزه از نگاهی آدم میمونه بر سر دو راهی *************************************

دل برده محبت عاشق پی حقیقته 

تو کوره راه زندگی عصای دست ظلمته  

دل برده محبت عاشق پی حقیقته 

تو کوره راه زندگی عصای دست ظلمته

وقتی که دل بلرزه از نگاهی آدم میمونه بر سر دو راهی

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:2  توسط Arshia  | 

دیگه مثله همیشه چرا پیداش نمیشه؟؟؟

دوباره رنگ آسمون پریده  دل از سینه چون کفتر رمیده

غروبم چون پرستو های غمگین به روی بوم خونه پرکشیده

دیگه مثله همیشه چرا  پیداش نمیشه؟؟؟//  بدنیا بدگمونم

دلم مثله غروبه        وفاداری دروغه

میدونم آی میدونم

دوباره رنگ آسمون پریده  دل از سینه چون کفتر رمیده

*****************************************

آخه من با کسی کاری ندارم تو این شهر غریب یاری ندارم

چکار داری به کار من تو ای غم به هیچ کس که من آزاری ندارم 

دیگه مثله همیشه چرا  پیداش نمیشه؟؟؟//  بدنیا بدگمونم

دلم مثله غروبه        وفاداری دروغه

میدونم آی میدونم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:26  توسط Arshia  | 

عکس

 

ای یکی از آهنگهای عالیه ایرج برگ خزون واسه دانلود اینجا برگ خزون

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 12:3  توسط Arshia  |